خرید بک لینک
شماتت مي شوم
از روزگار و آدمهايش
شماتت مي شوم به
توجه كردن زياد
دغدغه بيشتر براي دگري نه براي خود داشتن
شماتت مي شوم به
مهر ورزيدن
بي نفرت و خشم نامهرباني ديدن و رفتن سر در گريبان داشتن
شماتت مي شوم
در كنارش بودن را عشق داشتن
قدم به قدم همراهش بودن را با همه دل خواستن
شماتت مي شوم
به خيال يار شدن
به دور افكندن بي خيال شدن
شماتت مي شوم
به عشق بي بهانه داشتن
بهانه بهر عشق ورزيدن داشتن
شماتت مي شوم
به تنهايي كه حاصل همراه شدن بودن است
به خواستن تنها مهربان بودن است
شماتت شدم
در كودكي تا به جواني و حال در ميان سالي
شماتت شدم
روزگاري با موهاي بور بعد زيتوني موي و حال گرد پيري بر سرم
شماتت مي شوم
اما قصور از من است
نتوانم دگر شوم شرمنده ام قاصرم
فقط خودم مال خودم شوم؟ قاصرم
اشكهايم را ريزم نه خاطر شماتت ها
عادت كردم به تازيانه خوردن و بيدادها
شماتت مي شوم ليك اشك ريزم براي او
شكوه ها كرد اما همه دغدغه هايم بودبراي او

برچسب: شماتت,شماتت یعنی چه؟,شماتت همسایه,شماتة الناس,شماتة الجزيرة,شماتت شیران,شماتة اصحاب الشوارب واللحى,شماتت چیست,شماتت همسايه,شماتة الاعداء, نویسنده: هلیا رحمانی تاريخ: جمعه 23 مهر 1395 ساعت: 21:49

صفحه بندی